تبليغاتX
وقتی رفتی ...

وقتی رفتی آسمون آبی نبود * این دل خشکیده ام خالی نبود * با تموم هیبتت خواستی بگی * غم مخورِ لیک این هم کاری نبود * وقتی رفتی با صدای گرم خود * حسرت نبودنت رو خود به خود * به دل داغون من نشون دادی * اون غم نبودنت رو جون دادی * وقتی رفتی خواستم اینجا نمونم * غزل نبودنت رو نخونم * خواستم آسمون رو نقاشی کنم * بغضای تو دلمو خالی کنم * وقتی رفتی از دلم من چی بگم * دردای دلمو من به کی بگم *

وقتی رفتی ...

 

 گفتمش: دل می‏خری؟! پرسيد چند            گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.

 خنده كرد و دل ز دستانم ربود!!؟              تا به خود باز آمدم او رفته بود!!؟

 دل ز دستش روی خاك افتاده بود!!      جای پايش روی دل جا مانده بود!!!

+ نوشته شده در 90/12/13ساعت 1:0 توسط رضا نیک پور |


برچسب‌ها: ورازده سفلی, جنگل ورازده سفلی
+ نوشته شده در 90/12/15ساعت 11:54 توسط رضا نیک پور |


برچسب‌ها: ورازده سفلی, جنگل ورازده سفلی
+ نوشته شده در 90/12/15ساعت 11:46 توسط رضا نیک پور |


برچسب‌ها: ورازده سفلی, جنگل ورازده سفلی
+ نوشته شده در 90/12/15ساعت 11:42 توسط رضا نیک پور |


برچسب‌ها: ورازده سفلی, جنگل ورازده سفلی
+ نوشته شده در 90/11/23ساعت 14:44 توسط رضا نیک پور |


برچسب‌ها: ورازده سفلی, جنگل ورازده سفلی
+ نوشته شده در 90/11/23ساعت 14:42 توسط رضا نیک پور |


برچسب‌ها: ورازده سفلی, جنگل ورازده سفلی
+ نوشته شده در 90/11/23ساعت 14:38 توسط رضا نیک پور |


برچسب‌ها: ورازده سفلی, جنگل ورازده سفلی
+ نوشته شده در 90/11/23ساعت 14:36 توسط رضا نیک پور |


برچسب‌ها: ورازده سفلی, جنگل ورازده سفلی
+ نوشته شده در 90/11/23ساعت 14:30 توسط رضا نیک پور |


برچسب‌ها: ورازده سفلی, جنگل ورازده سفلی
+ نوشته شده در 90/11/23ساعت 14:26 توسط رضا نیک پور |